۱۳۸۸ دی ۱۶, چهارشنبه

سند تیراندازی به مردم در عاشورا

احمد رضا از فرمانده هان پلیس گفته است:”نیروی انتظامی در اغتشاشات امروز از سلاح استفاده نکرده است

نه تنها او ، بلکه دادستان هم گفته که کشته شدگان جز علی موسوی بقیه با هر چیزی جز گلوله کشته شده اند. شاید درست می گویند چون در ایران پدیده ای داریم به نام لباس شخصی ها. گویا هم قرار نیست در هیچ دادگاهی محاکمه شوند. این تازه ترین عکس ها نشان می دهد حاکمیت (پلیس یا لباس شخصی) ، مسلح بوده اند و اتفاقا شلیک هم کرده اند
 











بیست و دومین شمارهٔ روزنامه

بیست و دومین شمارهٔ روزنامه "ندای سبز" هم اینک برای تکثیر گسترده در اختیار شماست. در این شماره: بیانیهٔ بسیار مهم مهندس موسوی پس از فجایع عاشورای خونین امسال




از تمام کسانی که در ایران به اینترنت دسترسی دارند درخواست می کنیم با پرینت گرفتن از "ندای سبز" و تکثیر آن هرچند به تعداد بسیار محدود، در میان افرادی که همه نوع راههای ارتباطی و کسب اطلاع از اخبار صحیح به روی آنها بسته شده است، در این کار مقدس به جنبش سبز یاری رسانند.

https://blogger.googleusercontent.com/img/b/R29vZ2xl/AVvXsEhiEOrPi1ulQZLWoffCURYWKqEtNFQfgjVWWHLnr8QtTx6E7smfzUhQCcabFKb3J9FfLmN8TCPdyU4YK1N61GpLhRZd1GQSal2ZdRe8Da7Fit4lndDN_EHIy9y6eB_wikDysw4ojEpGMtc/s1600-h/NedayeSabz-22.jpg

توجه : توجه : جان هم وطنان در خطر است

توجه : توجه : جان هم وطنان در خطر است لطفا بدون وقفه اطلاع رسانی کنید وبه ادرسهای اعلامی بروید واطلاعات غلط بدهید چنان کنید که سرورشان از گر بیفتد تا میتوانید ایمیل بزنید


دوستان به سایت نیروی انتظامی بروید و همینطور سایت گرداب در انجا عکس هموطنانمون رو برای شناسایی گذاشتن و از مزدوراشون دعوت کردن برن شناسایی کنن لطف کنید به اونجا برین و برای هر عکس 10 تا اسم و آدرس اشتباه بنویسین که با حجم زیادی از اطلاعات نادرست مواجه بشن و ندونن کدوم اطلاعات درست هست و کدام نادرست و برای اینکه از صحت اون مطلع بشن زمان زیادی رو ازشون بگیریم

زنده باد ازادی خواهان

مرگ بر جمهوری اسلامی

اینهم ادرس سایت های این بی وطنانان http://www.gerdab.ir// و http://news.police.ir// و http://news.police.ir/NCMS/FullStory/?Id=185475‎

طرح فراگیر انقلاب سبز / فرصت کوتاه است و رسانه شمایید!

طرح فراگیر انقلاب سبز در خصوص مصوبه غیر قانونی بانک مرکزی!





از کلیه اعضا و هواداران محترم تقاضا میشود برای اطلاع رسانی و اقدام جمعی ما را یاری نمایند. فرصت کوتاه است و رسانه شمایید!ا



لطفا از لینک های ارائه شده دانلود کرده و پخش نمائید :



لینک دانلودشماره: 1 طرح با حجم کم جهت تکثیر





لینک دانلودشماره : 2طرح با حجم کم جهت تکثیر



طرح فراگیر انقلاب سبز

17 دی، روز ملی اسکناس نویسی



با توجه به اعلامیه غیرقانونی دولت کودتا در مورد اسکناس های دارای شعار، گروه انقلاب سبز در نظر دارد با همیاری حامیان جنبش سبز، روز 17 دی ماه را به عنوان روز ملی اسکناس نویسی اعلام و برنامه هایی را برای این روز پیشنهاد کند. این تلاش بدون همیاری شبکه های اجتماعی حامی جنبش سبز امکانپذیر نخواهد بود، بنابراین از همه فعالان جنبش سبز تقاضا میشود در این همبستگی نمادین مشارکت کنند تا پیروزی دیگری را در کارنامه درخشان جنبش سبز به ثبت برسانیم. ما بیشماریم و فقط ملت تعیین میکند که چه چیز اعتبار دارد!

برنامه های پیشنهادی برای روز ملی اسکناس نویسی:



1. شهروندان حامی جنبش سبز اعلام میکنند که از روز 17 دی به بعد، از پذیرش اسکناس های بدون شعار خودداری میکنند. کرایه تاکسی، دستمزد، پول توجیبی، خرید و فروش و همه مبادلات در این روز فقط با اسکناس های شعار نویسی شده ممکن خواهد بود.



2. در روز 17 دی ماه اسکناس های حاوی شعارهای جنبش سبز و اسامی شهدای روز عاشورا به عنوان انعام (شاگردانه)، صدقه و خیریه در بین نیازمندان و مستمندان توزیع خواهد شد. این امر علاوه بر پیام رسانی و گسترش جنبش سبز، تلاشی است برای زدودن اختلاف طبقاتی و ایجاد وحدت ملی.



3. اطلاع رسانی برای شعار نویسی بر روی اسکناس های عیدی از این روز توسط همه سبزها شروع میشود.

4. گسترش شعارنویسی در قالب های دیگر: در روز 17 دی تمام دیوارهای دانشگاه ها،دیواره های ایستگاه های اتوبوس، تلفن های همگانی، جدارهای داخلی و پشت صندلی اتوبوسهای شهری، با شعار های سبز مزین خواهند شد. لطفا ماژیک سبز به تعداد کافی تهیه فرمایید.



5. از دانشجویان و دانش آموزان حامی جنبش سبز تقاضا میشود از کتابخانه های محل تحصیل خود کتاب امانت گرفته و صفحات آن را با شعارهای جنبش سبز مزین فرمایند. این شعارها سندی خواهد بود تا آیندگان تلاش های این نسل را به یادگار داشته باشند.



6. پس از سبز کردن اسکناس های ریز، اطلاع رسانی برای شعار نویسی بر روی اسکناس های رقم درشت و در نهایت تمام چک پول ها و ایران چک ها آغاز خواهد شد.

از عموم هوادران جنبش سبز تقاضا میشود پیشنهادات و ابتکارات خود در مورد روز ملی اسکناس نویسی اعلام فرمایند و شعارهای مناسب برای نوشته شدن بر روی اسکناس ها را پیشنهاد کنند. همچنین لازم است اطلاع رسانی در این خصوص به صورت جدی و فراگیر انجام شود. رســـانـه شما [و اسکناسهای سبزتان] هستید!





۱۳۸۸ دی ۱۱, جمعه

mohsen_sazegara

امروز در مورد هفت موضوع صحبت می کنیم؛


موضوع اول: که مهم ترین بحث ماست، مرحله فعلی جنبش است و اینکه کودتاچی ها یک دوره خشونت ورزی جدید را در دستور گذاشته اند. این ماجرا در همه دولت های کودتایی و دیکتاتوری های نظامی وقتی که ناتوان می شوند از مقابله با جنبش مردم، سابقه دارد. همیشه یک عده ای پیدا می شوند که می گویند کم خشونت کردیم، کم آدم کشتیم، کم دستگیر کردیم، کم تجاوز کردیم. لذا باید بیشتر خشونت کنیم تا بتوانیم جنبش را سرکوب کنیم. بعد از سی خرداد این حادثه اتفاق افتاد که کشتند، سرکوب کردند، دستگیر کردند، اما جنبش بلد بود و یاد گرفت که چگونه خودش را حفظ بکند. چگونه با کارهای پراکنده، آرام آرام به میدان بیاید و قوی تر و نیرومند تر ظاهر بشود. به همین دلیل هم هست که یک دور جدید خشونت در دستور قرار گرفته است. خلاصه روش جدید خشونت ورزی کودتاچی ها هم اینست که آقای نقدی و نوابغی مثل ایشان چند هزار نفر آدم سوء سابقه دار و اوباش جمع کردند که با چاقو و قمه و زنجیر و میله آهنی با حمایت پلیس به مردم حمله کنند درست مثل گروه های پیرهن قهوه ای حزب نازی، این پیراهن سفید ها را تجهیز کردند و یک گروه هم گروه ترور درست کردند که مثل دیکتاتورهای آمریکای لاتین، آرژانتین، السالوادور و جاهای دیگر با ترور فعالین و نزدیکان مسئولین و فعالین ایجاد رعب و وحشت بکنند. چگونه باید با این مقابله کرد و این دور جدید خشونت ورزی را طی کرد این بحث در عالم تئوری است که در مقابل خشونت این چنین عریان جنبش بی خشونت باید چگونه برخورد کند؟ که روز های آینده در موردش صحبت می کنیم، از بزرگانی مثل گاندی، پیامبران جنبش های بی خشونت هم می توانیم کمک بگیریم که می گوید اگر خشونت هیچ تهدیدی برای خودش نبیند تا قیامت می خواهد خشونت ورزی کند، و باید بفهمد که یک جایی تهدید می شود اگر خشونت بیشتر بکند و بحث های بزرگان دیگر. یک بحث، بحث عملی است که ما چگونه مقابله بکنیم. ما در واقع یک بار این را تمرین کردیم که وقتی آن ها می خواهند بزنند، بکشند، دستگیر بکنند، چگونه می توانیم برویم عقب تر و کارهای پراکنده بکنیم و از روی پشت بام ها الله اکبر بگوییم، شعارنویسی، اسکناس نویسی، راهپیمایی های پراکنده، تظاهرات برق آسا، و بخصوص رفتن به سمت نافرمانی های مدنی، اعتصابات، کم کاری ها و غیره. مهم اینست که با این روش ها نشان بدهیم که خشونت ورز ها از مهار جنبش عاجزند و جنبش بتواند راه رشد خودش را ادامه بدهد. به همین دلیل هم هست که روز گذشته وقتی که دولتی ها می خواستند این راهپیمایی را بگذارند و در واقع توطئه ای بود که بچه های جنبش و فعالین وقتی می آیند درگیری درست کنند، سرکوب کنند، و این مسیر جدید سرکوبشان را بیشتر تحکیم کنند، با هوشیاری جنبش آنها را تنها گذاشتند که تعداد کمشان معلوم شود و آن اطلاعیه ای که من و آقای مخملباف اطلاع رسانی کردیم، برای امروز پنجشنبه در واقع مقابله با این روش و شروع مرحله جدید فعالیت ماست، به این معنی که ما امروز ساعت سه بعد از ظهر به بعد در خانه ننشینیم، همانی که به راهپیمایی سبز معروف شده است. یا مطبوعات دنیا می گویند تظاهرات به سبک ایرانی، مهم اینست که از خانه بیرون بیاییم، با اتومبیل، اگر امکان بود راهبندان درست کردن، بوق زدن و "وی" نشان دادن، اگر خطری نیست، پیاده برویم پارک برویم سینما، برویم توی خیابان، برویم خرید، ولی در سطح تمام شهر ها حضور داشته باشیم، و هرجایی که خطری ندارد شعار بدهیم و مطالباتمان را بگوییم، با پوشاندن صورتمان و تهیه فیلم و عکس و به این ترتیب نشان بدهیم که تهدید ها و هارت و پورت های خشونت ورز ها هیچ تاثیری ندارد. ولی باز هم تکرار می کنم که غرض این نیست که در شرایطی که آن ها آماده خشونت ورزی هستند ما فکر می کنیم که جمع می شویم و زد و خورد مجدد می کنیم. آن را باید به مراحل بعدی بگذاریم که مجددا در یک فرایندی اگر قدرت نمایی لازم باشد، میلیونی بیاییم. ما قدرت نمایی مان را روز عاشورا کرده ایم. بلکه دعوت به تظاهرات پراکنده و حضور در همه محله ها، همه خیابان ها بعد از ظهر پنجشنبه است برای اینکه بلافاصله بعد از چهارشنبه معلوم بود که این ها می خواهند یک دوره تهدید بکنند. بسیار مهم است که ما بتوانیم بلافاصله نشان بدهیم که نمی ترسیم ولی با روش راهپیمایی پراکنده خودمان را هم حفظ بکنیم.



موضوع دوم: در مسیر همین خشونت ورزی ها، پانصد نفر از همان گروه های فاشیستی که درست کرده اند، با اتوبوس به دانشگاه آزاد مشهد برده شدند، و به دانشجو ها حمله کردند.



موضوع سوم: در ادامه خشونت ورزی ها ساعت 2:30 بعد از نصفه شب به پدر خواهر زاده آقای موسوی تلفن زدند و گفتند که صبح زود بیایید و جنازه اش را دفن کنید. یک لشگر گارد و پلیس و اطلاعاتی را هم آنجا برده بودند. به آقای مهندس موسوی هم گفته بودند که فقط می توانند از زمان نماز خواندن به میت می تواند حاضر بشود. حتی از جنازه شهدا هم وحشت دارند. و این خشونت ورزی را حتی در حوزه شهدا هم نشان می دهند. کما اینکه 38 شهیدی که عاشورای ایران امسال داشته است، ما هنوز نتوانسته ایم خیلی از جنازه ها را بگیریم و خانواده ها را تحت تهدید هستند.



موضوع چهارم: راهپیمایی حکومتی دیروز است که ولو به زور متروی مجانی و تعطیلی مدارس و ادارات و دادن کیک و ساندیس و این روش ها یک تعدادی را جمع کردند که بیشتر به لشگر پشت سر خودشان روحیه بدهند، بچه ها دارند دقیق اندازه می گیرند، برخی می گویند 20هزار نفر، بعضی می گویند 50هزار تا، بعضی می گویند 100هزارتا، مهم نیست که چند نفرند. مهم اینست که ضربه ای که این ها در عاشورا خورده اند از حرکت میلیونی مردم، کاملا نشان می دهد که احتیاج دارند که ولو با دروغ و حقه بازی و چاخان، به نیروی پشت سر خودشان روحیه بدهند که ما هم حضور داریم. و زمینه ای ایجاد کنند برای این حرکت جدید خشونت ورزی شان. بچه های دانشگاه هنر آزاد در خیابان فلسطین تهران برای من نوشته اند که یک کسانی از همین گروه های فاشیستی را آورده بودند که به دانشجو ها فحش می دادند و شعار می دادند وبعد دیدیم صدایشان قطع شد، رفتیم دیدیم دارند زرشک پلو می خورند. و برای یک نهار این ها را آورده اند و نمی دانم چقدر بهشان پول داده اند. دانشجو ها به من گفته بودند که ما گریه کردیم به حال این ها که چرا باید کسانی انقدر مفلس باشند که با یک نهار بیایند به دانشجوی مملکت فحش بدهند.



موضوع پنجم: خبر ایرنا که وابسته به دولت است، خبرگزاری جمهوری اسلامی ایران در مورد رفتن آقای کروبی و موسوی به کلاردشت که دروغ بود در واقع جنگ روانی بود. ولی جالب اینست که خبرگزاری فارس که به سپاه مربوط است با ایرنا برخورد کرده بود و در واقع او را محکوم کرده بود. در واقع این اختلافی که بین دولت و سپاه و کودتاچی ها هست، حتی در خبرگزاری هایشان هم خودش را نشان می دهد.

موضوع ششم: صحبت های آشفته آقای خامنه ای است که دیروز جملات بی سر و تهی گفته، یک جمله شبیه اینکه رهبران سیاسی دنیا اگر حرفی زدند، تحت تاثیر رسانه های بیگانه بوده است. ایشان صحبت از ریزش نیرو کرده و رویش بیشتر. و با وجود اینکه دفتر ایشان حسابی حرف هایش را سانسور کرده و مختصری گذاشته است اما کماکان بی سر و ته است و معلوم می شود که آشفتگی ذهنی ایشان بیش از این حرف هاست.



موضوع هفتم: مسئله مقاومت مدنی در دانشگاه هاست که از روز شنبه پاره ای از دانشجو ها گفته اند که به نظر ما کار بسیار خوبی است که به دانشگاه می روند اما سر کلاس و امتحان حاضر نمی شوند. مهم اینست که این اعتصاب در سطح تمام دانشگاه ها همزمان باشد. تا با اوباشی که دارند، نتوانند دانشگاه به دانشگاه سرکوب بکنند. این کار حرکتی است که مقاومت مدنی و شروع اعتصابات را می تواند در پی داشته باشد.

تا فردا شاد و پیروز و موفق و سرافراز باشید

به امید پیروزی ایران و ایرانی


ایران فردا


نویسنده ای آلمانی بنام گوستاو فریتاگ Gustav Freytag اواخر قرن 19 کتاب معروف آندوره بنام منطق حکومت را - که در سال 1666 نوشته شده و رموز هنر فرمانروایی را می آموزاند- بصورت طنز بازنویسی کرد.
در این کتاب جوانی که برای مقام مشاورت شهریار مناسب تشخیص داده شده به محلی برده میشود که در آن رموز حکومت به دقت نگهداری می شود. این رموز عبارتند از: اونیفورمهای حکومت، نقابهای حکومت، عینک های حکومت، غباری که در چشم ریخته می شود و ...؛ رداهایی نیز وجود دارند که هر کس آنها را به تن کند دارای اقتدار و احترام حاکمانه می شود.
هریک از این رداها نامی از قبیل مصالح عمومی، امنیت اجتماعی و حفظ و کیان دین دارد که در موقع مناسب توسط حاکم پوشیده می شود.
ردایی که به علت استفاده ی هر روزه کاملاً نخ نما شده «حسن نیت» است و برای توجیه هر کاری از آن استفاده می شود.
کسی که عینک حکومت را به چشم می زند وارد دنیایی خیالی می شود؛ این عینک مسائل بسیار مهم را کوچک و مسائل بی اهمیت را بزرگ می کند. آدم با استفاده از آن چیزهایی را می بیند که وجود ندارند و آنچه را که و جود دارد نمی بیند.
این داستان متداول حکومت هایی است که خود را در لفاف اقتدار ضد مردمی پیچیده اند. حکومت هایی که نمود بارز توهم قدرتند. قدرتی که نه به واسطه ی استفاده از آراء حد اکثری که بوسیله ی نقابهای اینچنینی بدست میاید و سرچشمه اش فریب است.
جمله ی معروفی وجود دارد که می گوید: « میشود برخی را برای مدتی فریب داد اما هیچگاه همه برای همیشه فریب نمی خورند»
همین است که هنگامی که دستهای فریب رو می شوند و نقابها از چهره فرو می افتند، تنها دستاویز ماندگاری، می شود خشونت. دیگر رداهای حکومت و نقابهای رنگ و رو رفته و عریان شده به کار نمی آیند؛ دیگر حسن نیت و مصالح عمومی میشود چاقوی بی دسته که به سوی خود حاکم نشانه می رود. این داستانی است که در طی بیش از سی سال گذشته بر مردم ما رفته است.
اما متاسفانه چیزی که امکان پیش گیری داشت با اهمال، مبدل به امروز ایران شد. باید پذیرفت که ما ایرانیان حافظه ی تاریخی یا نداریم یا حافظه مان ضعیف است. چرا که بارها و بارها از همین نقطه لطمه خوردیم، فراموش کردیم و باز روز از نو روزی از نو.
مگر همین اعراب با وعده صلح  و برابری خاکمان را به توبره نکشیدند و فرزندان ایران را نکشتند و بعد عجممان نخواندند و با نظر حقارت در کشور خودمان به ما نگاه نکردند؟
اعراب فریبم داند
برج موریانه را به خواست ایشان در گشودم
نماز خواندم و قرمطیم دانستند
نماز خواندم و رافضیم دانستند
و قرار گذاشتند ما و برادرانمان یکدیگر را بکشیم
که این آسانترین طریق وصول به بهشت بود
                                          "مدایح بی صله- احمد شاملو"
سی و چند سال پیش نیز وقایع به همین شکل رقم خورد، فریبمان داند که آزادی تفکر، هدیه ای خدادادیست، انسانها فارغ از هر نژاد و هر مرام بندگان خداوندند و باید از امکانات برابر سود جویند.
گفتند تبعیض و فقر بیداد میکند. فاصله ی طبقاتی بسیار است و و عده دادند پول نفت را به در خانه هایمان می آورند، آب و برق را رایگان میکنند و آزادی و امنیت تمام ایرانیان را فارغ از هر نژاد و تفکر و دین تضمین می کنند؛ و چه شد؟
برادران سنی را به بهانه های مختلف کشتند، زرتشتیان را کافر خواندندو آتش پرست و معابدشان را تخریب کردند، دراویش و بهائیان را کشتند و سوزاندند.
آمار فقر در کشور بالاتر رفت، شرایط زیست دشوارتر شد و میلیونها ایرانی که بعضاَ از نخبگان این مرزو بوم بودند ترک دیار کردند و در کشورهای دیگر با شرایطی سخت زندگی کردند و میکنند و امروز که وقیحانه ایرانی را در خانه خودش بزغاله و خس و خاشاک خطاب میکنند.
کمی مکث کنیم و به آنچه اتفاق می افتد بیاندیشیم، مباد که بار دیگر تاریخ از یادمان برود، مباد که فریب بخوریم. اینبار تنها و تنها جمهوری ایرانی و دولت سبز ملی خواست ماست. هیچ چیزی نباید مانع ایجاد حکومتی ملی در این مرز و بوم شود. حکومتی بر اساس خواست ایرانیان و با احترام به همۀ فرزندان این خاک.
در این جنبش رهبری تنها از آن کسی است که به خواست ایرانی احترام بگذارد و ردای فریب از تن بیندازد و یکصدا آنچه را فریاد کند که ایران و ایرانیان می خواهند.
پیروز باد جمهوری دمکراتیک سبزملی ایران

۱۳۸۸ دی ۱۰, پنجشنبه

ای فردا


می خوانم و می ستایمت پر شور
ای پرده ی دل فریب رویا رنگ
می بوسمت ای سپیده ی گلگون
ای فردا ای امید بی نیرنگ
دیری ست که من پی تو می پویم
هر سو که نگاه می کنم آوخ
غرق است در اشک و خون نگاه من
هر گام که پیش می روم برپاست
سر نیزه خون فشان به راه من
وین راه یگانه راه بی برگشت
ره می سپریم همره امید
آگاه ز رنج و آشنا با درد
یک مرد اگر به خاک می افتد
بر می خیزد به جای او صد مرد
این است که کاروان نمی ماند
آری ز درون این شب تاریک
ای فردا من سوی تو می رانم
رنج است و درنگ نیست می تازم
مرگ است و شکست نیست می دانم
آبستن فتح ماست این پیکار
می دانمت ای سپیده ی نزدیک
ای چشمه ی تابناک جان افروز
کز این شب شوم بخت بد فرجام
بر می آیی شکفته و پیروز
وز آمدن تو زندگی خندان
می آیی و بر لب تو صد لبخند
می آیی و در دل تو صد امید
می ایی و از فروغ شادی ها
تابنده به دامن تو صد خورشید
وز بهر تو بازگشته صد آغوش
در سینه ی گرم توست ای فردا
درمان امیدهای غم فرسود
در دامن پاک توست ای فردا
پایان شکنجه های خون آلود
ای فردا ای امید بی نیرنگ


زنده باد استاد هوشنگ ابتهاج


به امید پیروزی حق بر باطل

"مهرو ملالی"