۱۳۸۸ اسفند ۸, شنبه

زبان جديد ديپلماتيک روزنامه اعتماد - مهمان های ناخوانده

امان از شب باراني که ول کن ماجرا نبود، خاله پيرزن هم چشم به در نشسته بود که يکي در زد و هنوز پرسيده نشده بود کيه، که جواب داد؛ من منوچهر متکي هستم. خاله پيرزن زير لب گفت؛ آها منوچ خارجي. بعد در را باز کرد و متکي در حالي که قدم در خانه کوچک پيرزن مي گذاشت براي شروع اختلاط کردن گفت؛ «آمانو مديرکل جديد آژانس بين المللي انرژي اتمي، بايد فعلاً آب بندي شود.» خاله پيرزن هم گفت؛ ننه جان اين ادبيات ديپلماتيک تو و دوستات واقعاً روح آدمو شاد مي کنه. راستي تو به روح که اعتقاد داري؟ بعد هم ادامه داد؛ منوچ جان حالا که اعلام کردي اين آمانو بايد آب بندي بشه اين موارد ديگه رو هم بگو بذار کار دنيا سر و سامون بگيره؛
- يکي روغن ديويد ميليبند را عوض کند.
- جهان در انتظار آچارکشي سارکوزي.
- اگر دو تا تقه به جلوبندي توني بلر زده مي شد خاورميانه درگير جنگ نمي شد.
- اسد، پسرجان بده من اون آچار رينگي رو.
- در حالي که غرب ياتاقان زده، روسيه داره مث بنز کار مي کنه.
- ما سعي مي کنيم فقط با کشورهاي رينگ اسپورت رابطه برقرار کنيم.
- به زودي موتور اوباما را پياده خواهيم کرد.
بعد متکي از خاله پيرزن تشکر کرد و گفت؛ اين حرف ها گام بزرگي در فضاي جديد ديپلماسي ما خواهد بود. در همين اثني مهدي کلهر در زد و وارد شد. خاله پيرزن گفت؛ ننه حق داري يه شب درميون مياي اينجا. حق دارن ننه، حالا بيا تو. کلهر آمده نيامده گفت؛ دوم خرداد قدم هاي آغاز انقلاب مخملي بود. خاله پيرزن گفت؛ ننه توي دم و دستگاه دولت احمدي نژاد و دوستاش جز مخمل پارچه ديگري گير نمياد. تتروني، ساتني، ژرژتي، چيتي... تازه خبر نداري گيسوکمند که انتخابات 18 خرداد 80 هم کودتاي نوژه بود، اسم واقعي خاتمي هم آرنولده. اينشتين يکي از دانشمندان جوان هسته يي ما بود که غرب به نام خودش زد. کفش وسيله يي است که مردم روي پيرهن يا کت به تن مي کنند. تن ماهي ابزار دست صهيونيسم بين الملل است و... ايشالا حال تو هم خوب ميشه، برو يه گوشه بشين.
کلهر هنوز درست ننشسته بود که صداي در بلند شد. خاتمي پشت در بود. خاله پيرزن بفرما زد و بعد گفت؛ ننه سيدجان اين بيانيه آخر مهدي کروبي رو خوندي؟ من از اينترنت خوندم،يه پرينتش رو هم ميدم به تو. حالا کارت چيه اومدي؟ خاتمي گفت؛ خواستم بگويم حفظ امنيت روزنامه نگاران با حکومت است. خاله پيرزن هم گفت؛ خب ننه واسه همين همه شونو دارن مي گيرن مي برن يه جاي امن نگهداري کنن ديگه، راستي سيد تو از اين جور مودب متين حرف زدن انصافاً خسته نشدي؟

نخستين اعترافات عبدالمالک ريگي پس از دستگيري

ساعاتی پیش شبکه تلویزیونی پرس تی وی به پخش اولین تصاویر از اعترافات عبدالمالک ریگی پرداخت.

به گزارش "الف"، عبدالمالک ریگی در بخشی از اعترافات از دیدار خود در دوبی با عوامل سازمان جاسوسي سيا خبر داد و گفت از طرف آمریکایی ها وعده هرگونه همکاری دریافت کرده و حتی به او قول در اختيار گذاردن پايگاهي با تسليحات نظامي در نزدیکی مرز ایران داده شده است.

مشروح اعترافات ریگی:

عبدالمالک ریگی سرکرده گروهک تروریستی جند الله طی اعترافاتی گفت، بعد از انتخابات ریاست جمهوری آمریکا، عوامل آمریکایی در شهر کویته پاکستان بار دیگر (عوامل آمریکایی در زمان بوش نیز با وی ارتباط برقرار کرده بودند) با وی ارتباط برقرار کردند.

وی زمان این ملاقات را بعد از درگیری هفدهم اسفند ماه عنوان کرد که در نزدیکی زاهدان روی داده بود.

ریگی به درخواست عوامل آمریکایی برای ملاقات با مقامات این کشور در دوبی اشاره کرد.

ریگی به عوامل آمریکایی گفته بود درصورتی با آنها ملاقات می کند که به وی و گروهکش کمک کنند، در غیراینصورت ملاقاتی درکار نخواهد بود.

ریگی گفت عوامل آمریکایی به وی قول مساعدت در رفع مشکلات، آزادی اعضای گروهکش، کمک مالی و نظامی داده اند.

وی افزود همچنین دراختیار گذاشتن اسلحه، مهمات و یک پایگاه در مکانی از افغانستان نزدیک مرز با ایران، ازجمله قول های مساعدت طرفهای آمریکایی بود.

ریگی اعتراف کرد یکی از دوستان خود را برای این ملاقات به دوبی فرستاد.

ریگی گفت در این دیدار خود نیز خواستار یک مکان امن در افغانستان و یا جایی نزدیک منطقه شده است.

ریگی افزود طرفهای آمریکایی پاسخ داده بودند این مسئله را حل و برای حاجی (ریگی) بدون هیچ شرط و شروطی جایی را پیدا خواهند کرد، یعنی تضمین امنیت شخص وی را بعمل می آورند.

عوامل آمریکایی در دوبی همچنین قول استقرار وی را در این مکان و فراهم کردن تسهیلات را برای آغاز فعالیتش داده بودند.

ریگی در ادامه اعترافاتش گفت عوامل آمریکایی گفته بودند پایگاهی دارند به نام "مناس" نزدیک بیشکک که می توانند آنرا دراختیار وی قرار دهند.

عوامل آمریکایی همچنین به وی گفته بودند قرار است با یکی از مقامات ارشد سیا در این پایگاه دیدن کند.

ریگی در بخش دیگری از اعترافات خود درمورد ملاقات با عوامل آمریکایی در دوبی به حساسیت موضوع ایران از سوی مقامات واشنگتن اشاره کرد.

ریگی گفت در ملاقات دوبی، عوامل آمریکایی به وی گفته بودند ایران راه خود را می رود و در شرایط فعلی اکنون موضوع ما ایران، نه القاعده و طالبان است.

ریگی به نقل از عوامل سازمان اطلاعات جاسوسی آمریکا سیا گفت واشنگتن در حال حاضر هیچ برنامه نظامی ضد ایران ندارد.

سرکرده گروهک تروریستی جندالله به نقل از طرف آمریکایی گفت واشنگتن به این نتیجه رسیده است که هیچ راه و هیچ گزینه ای در قبال ایران وجود ندارد، غیر از آنکه باید در برابر ایران ایستادگی کرد.

وی افزود یکی از عوامل بلند پایه سیا به وی گفته است که حمله نظامی به ایران "مشکل" است.

ریگی در ادامه اعترافاتش دراین زمینه افزود، عوامل آمریکایی گفته بودند سیا بر وی و گروهکش "حساس" شده اند و آماده اند هر نوع کمکی به آنها بکنند.

وی در ادامه گفت طرفهای آمریکایی در دوبی گفته بودند سیا برنامه ای در دست دارد تا تمام سازمان هایی را که مخالف نظام (جمهوری اسلامی ایران) هستند و پتانسیل و قدرت جنگ را دارند، مورد حمایت قرار دهد.

ریگی به نقل از عوامل سیا گفت سازمان جاسوسی آمریکا بر این باور است که گروه جندالله قدرت به چالش کشیدن نظام (ایران) را در منطقه دارد و می تواند جمهوری اسلامی را با مشکل مواجه کند.

ریگی در خاتمه اعترافاتش به نقل از عوامل آمریکایی افزود سیا آماده هرگونه همکاری در زمینه آموزش های نظامی و امنیتی با گروه جندالله است. وی روش های آموزش امنیت (شنود) تلفنی، رایانه و روش های چگونگی بکار گیری ابزار و فن آوری لازم را در سطوح وسیع از جمله این موارد بر شمرد

خانواده هاي بازداشت شدگان بي توجه به تهديدات مزدوران حكومتي براي آزادي فرزندانشان پايداري ميكنند

خبرنگار آژانس ايران خبر:سه شنبه شب جلوی زندان اوین شور و شوق زائد الوصفی برقرار شده بود به دلیل بارندگی تعداد زیادی از خانواده ها که در محل حاضر شده بودند, در داخل خودروهای خود قرار داشتند و با آزادی هر یک نفر از زندانيان شور و هل هله ای برپا می شد لحظه ای با آزادی دو نفر از زندانیان در حالی که زندانیان آزادی قبلی نیز در مکان حضور داشتند با صدای بلند سرود یاز دبستانی را قرائت کردند که جلودار این سرود زندانیان آزاد شده بودند ماموران مزدور با حضور در بین خانواده ها با تهدید خواستند سرود قطع شود اما خانواده ها تا آخرین بیت این سرود به خواندن ادامه دادند...
ضمنا در دادسرای انقلاب نیز خانواده ها حضور داشتند. از ساعت 9 صبح سه شنبه 4 اسفند خانواده ها در کالیدور این دادسرا منتظر خبر بودند که نهایتا با آزادی حدود 15 نفر و تامین وثیقه برای شب, خانواده ها مراسم حضور را ترک کردند و به منازل رفته تا غوغای شب را به پا کنند.

بانک مرکزی ايران نهاد حامی تروريست شناخته خواهد شد

آمريکا تا کنون ۱۵ بانک ايرانی را مشمول منع معامله شناخته است
واشينگتن تايمز زير عنوان "آمريکا برای مقابله با برنامه اتمی ايران از بانک ها استفاده خواهد کرد" می نويسد
دولت اوباما که در نخستين سال خود نتوانسته است با ايران در مورد مناسباتی حسنه به توافق برسد سياست آمريکا را با بکارگرفتن فشاری بی سابقه بر رژيم آن کشور، که به تلاش خود برای مبدل شدن به يک قدرت اتمی ادامه ميدهد، سخت تر خواهد کرد.
با اينحال پرزيدنت اوباما فعلا عمليات بمباران هوائی عليه تاسيسات اتمی ايران را منتفی دانسته و بجای آن منزوی ساختن بيشتر ايران از سيستم بين المللی مالی را برگزيده است.
نخستين هدف احتمالا بانک های ايران خواهند بود. وزارت خزانه داری آمريکا با توجه به اقداماتی که در دومين دوره رياست جمهوری جورج دبليو بوش بعمل آمد، بانک مرکزی ايران را يک نهاد حامی تروريسم خواهد شناخت.
آقای بوش در سال ۲۰۰۵ فرمان اجرائی ۱۳۳۸۲ را صادر کرد که ارتباط نهادهای مالی درگير در گسترش و اشاعه تسليحات اتمی را با سيستم مالی و تجاری آمريکا منع ميکند. يک سخنگوی وزارت خزانه داری آمريکا روز سه شنبه گفت اين وزارتخانه پانزده بانک ايران را از سال ۲۰۰۷ ببعد مشمول منع معاملات شناخته است.
آوی جوريش، (Avi Jorisch) مشاور پيشين وزارت خزانه داری آمريکا درامور مالی مرتبط با تروريسم، و نويسنده کتاب Tainted Money، يا پول آلوده، ميگويد بانک مرکزی ايران در پيشبرد تلاش های اتمی رژيم و فعاليت های تروريستی در سراسر منطقه دخيل است. اين نهاد با توجه به ماهيت حساس فعاليت هايش، ، هدفی منطقی در تلاش های وزارت خزانه داری آمريکاست.
با اينحال تامی ويتور (Tommy Vietor) يکی از سخنگويان کاخ سفيد ميگويد حتی همين حالا هم که به سوی مسير فشار پيش می رويم باب تماس و گفتگو کماکان بازاست.
تلاش برای متقاعد ساختن بانک های اتحاديه اروپا به منع معاملات با يورو با ايران از جمله چشم اندازهای ديگر است.
به گفته حسين عسکری، استاد تجارت بين الملل وامور بين المللی در دانشگاه جرج واشينگتن و کارشناس در امور مالی ايران، که به وزارت خزانه داری نظر مشورتی داده است، هدف غائی ازاين رويکرد انزوای مالی است. آقای عسکری ميگويد بنظر من، در غايت، شما مايليد ارتباط تمامی بانک های ايران را با سيستم مالی جهان قطع کنيد. وقتی چنين کاری را انجام داديد، اين بدان معناست که آنها نمی توانند پولی دريافت کنند. اگر بتوانيدارتباط با همه را قطع کنيد، هنگامی که ايران چيزی می فروشد، بايد برای گرفتن پول آن با کيف دستی سراغ خريداربرود.
فعلا سئوال اين است که آيا جامعه بين المللی، و بخصوص چين، در فشارهای جديد عليه اقتصاد ايران همراه ميشوند يانه.
فشارهای بيشتر به بخش مالی ايران همچنين ممکن است فضائی را برای جنبش اپوزيسيون ايران بازکند، که با تحريم های گسترده و اثر گذار بر بخش عمده ای از جمعيت مخالف است، اما از تحريم هائی با هدف سياسی جانبداری کرده است.
اوايل اين ماه جيمز ال جونز (James L. Jones) مشاور امنيت ملی آمريکا گفت تحريم ها، با ترکيبی از اپوزيسيون دمکراتيک، می تواند رژيم را ساقط کند.
* بانک ملت ايران از دادگاه بريتانيائی حکمی مقدماتی به سود خود کسب کرد
واشنگتن پست زير عنوان "بانک ايرانی حکم عليه تحريم های بريتانيا را کسب کرد" می نويسد بانک ملت ايران، روز چهارشنبه يک حکم مقدماتی دادگاه عليه تحريم های وضع شده توسط دولت بريتانيا را کسب کرد.
دولت اين بانک خصوصی را به فراهم ساختن خدمات مالی برای شرکت های درگير در برنامه های اتمی و موشکی ايران متهم کرده است.
جان ميتينگ (John Mitting) قاضی دادگاه با استدلال بانک که ميگويد حق دارد از اطلاعات مرتبط با اتهامات با خبر شود موافقت کرد. قاضی به دولت فرصت داده است ازحکم فرجام بخواهد.
وکلای بانک استدلال کرده بودند يک ماده مرتبط با رسيدگی های منصفانه در کنوانسيون اروپائی حقوق بشر به بانک حق ميدهد از جزئيات اتهامات عنوان شده عليه آن با خبر شود.

امام جمعه ارومیه حجت الاسلام حسنی به عنوان يکی از مفاخر ثبت ملی می‌شود

آفتاب -سرویس فرهنگ و اندیشه: حجت‌الاسلام حسنی به عنوان یکی از مشاهیر و مفاخر کشور ثبت ملی می‌شود.
روابط عمومی میراث فرهنگی آذربایجان غربی اعلام کرد که در دیدار سرپرست، معاونان، مسئولین و مدیران میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری آذربایجان غربی با حجت الاسلام غلامرضا حسنی نماینده ولی فقیه در استان و امام جمعه ارومیه دیدار کردند.
در این دیدار اسدالله علیزاده باراندوزی سرپرست اداره کل میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری آذربایجان غربی با اشاره به راه‌اندازی موزه ملی مشاهیر و مفاخر کشور اعلام کرد که در صورت موافقت امام جمعه ارومیه نام وی به عنوان میراث زنده آذربایجان به همراه اسناد و تصاویری از سوابق علمی و مبارزاتی برای ثبت در این موزه ارسال شود.

مردم در فاصله میان دو تظاهرات چه میکنند؟

یاسمن باجی | تهران | ۰۳ اسفند ۱۳۸۸
جنبش سبز زندگی روزمره بسیاری از ایرانیها را به طور چشمگیری تغییر داده است.
چند ساعت پس از پایان هر تظاهرات، وقتی که کار نیروهای پلیس و شبه نظامی تمام میشود، سر و کله رفتگرها پیدا میشود که حالا برای تمیز کردن خیابانهای کثیف و آشفته تهران پس از درگیریهای خونین حرفهای شدهاند. آنها خوردهشیشهها را از کف خیابان جارو میکنند. آشغالهای سوخته شده برای جلوگیری از گاز اشکآور را جمع میکنند تا فردا شهر زندگی عادی خود را آغاز کند.
شهرداری تهران برای رفاه حال رفتگرها سطلهای زباله پلاستیکی را عوض کرده و جایشان فلزی گذاشته است. حالا دیگر نمی شود این سطلها را سوزاند اما معترضان یاد گرفتهاند که از آنها به عنوان طبل جنگ استفاده کنند.
روز بعد از تظاهرات، زندگی عادی برای ایرانیها آغاز میشود. اما برای خیلیها این زندگی عادی با هشت ماه پیش تفاوتهای آشکاری دارد. آنها باید فردای روز تظاهرات به دنبال اقوام و دوستان گمشده خود بگردند و به همه جا سرک بکشند: بیمارستانها، کلانتریها، زندان اوین، دادگاه انقلاب و البته آخر از همه قبرستانها مثل قبرستان مشهور و بزرگ تهران با نام بهشت زهرا.
پزشکان و پرستاران آشنا که بیمارستانهای کوچک خانگی برای مراقبت از مجروحان تظاهرات درست کردهاند مجبورند در ساعتهای استراحت هم مراقب بیماران خود باشند.
صحبتهای عمومی در تاکسیهای عمومی و اتوبوسها همچنان برقرار است و روزهای اول پس از هر تظاهرات خیلی بیشتر هم میشود. به قول یک روانشناس: "مردم میخواهند آسیب روانی ناشی از سرکوب را با حرف زدن ترمیم کنند، این یک جور عزاداری عمومی غیر رسمی است."
کارمندان دولتی روز بعد از تظاهرات خیلی عادی به سر کار میروند. آنها که دسترسی راحتتری به اینترنت در سر کار دارند از فرصت استفاده میکنند تا اخبار و بیانیههای مهم را منتشر کنند و البته بخشنامههای محرمانه دولتی را روی اینترنت بگذارند.
در حالیکه روزنامههای مخالفان توسط دولت توقیف شدهاند و روزنامه نگاران در زندان و یا تحت فشار هستند، خبررسانی به وظیفهای برای همه مردم تبدیل شده است. هر کسی به خبری دسترسی دارد، به تشخیص خودش آن را منتشر میکند. مینا وبلاگنویسی است که عضو بالاترین است. بالاترین شاید مشهورترین وبسابت ایرانی است که کارش شبیه سایت معروف دیگ است. او میگوید: "ساعت مشخصی برای این کار ندارم، همه جا دنبال خبر و پخش آن هستم، سرکار، توی تاکسی یا اتوبوس یا موقع خرید در بقالی". مینا مشخصات یکی از کشته شدههای تظاهرات روز عاشورا را تصادفی از دو دختر دانشآموز در اتوبوس شنیده بود، او بلافاصله به آدرسی که از آنها گرفته بوده میرود و از روی آگهی ترحیم عکس میاندازد و روی اینترنت میگذارد.
مردم در تظاهرات سعی میکنند حجاب معمول جمهوری اسلامی را رعایت کنند تا به راحتی شناسایی نشوند. اما در روزهای عادی دیگر قواعد حجاب دولتی را رعایت نمیکنند. مانتوهای دختران کوتاه شدهاند و در فصل سرما دختران به جای روسری کلاههای رنگی سر میگذارند. گشت ارشاد (پلیس اخلاقی) دوباره در خیابانها پیدا شده و قایم باشک بازی جوانان با آنها دوباره شروع شده است.
الکل هنوز به راحتی پیدا میشود و مهمانیهای مختلط شبانه بدون ترس از حمله پلیس اخلاقی همچنان به راه است. اما حالا دیگر محال است که موضوع صحبت در مهمانیها به سیاست کشیده نشود.
فوتبال که روزگاری مهمترین موضوع بحث مشترک ایرانیها بود حالا دیگر اهمیت سابقش را از دست داده است. طرفداران دو تیم مشهور استقلال و پرسپولیس که به ترتیب خود را آبی و قرمز میخوانند دیگر کمتر با همدیگر کلکل میکنند.
سینماها در روزهای عادی رونق سابق خود را دارند اما مردم از جشنواره دولتی فیلم فجر امسال استقبال نکردند. برخلاف سالهای گذشته که برای خریدن بلیطها سر و دست شکسته میشد، امسال ز صفهای طویل مشتاقان فیلم جلوی سینماها خبری نبود.
شرکت در فعالیتهای اعتراضی علیه حکومت به تدریج باعث پیدایش دوستیهای جدید و تشکیل گروههای کوچکی از معترضان شده است که فعالیتهایی منظم برای خود تعریف کردهاند و این خود موجب شکلگیری رفتارهای اجتماعی جدیدی شده است.
مادران زندانیها یکدیگر را پیدا میکنند و جلسههای دست جمعی ترتیب میدهند. نسترن که پسرش را در تظاهرات روز عاشورا گرفتهاند با ناخنهای مانیکور شده و موهای زرد و ابروهای تتو به این جلسهها میآید. او اسم هیچ مقام سیاسی را بلد نیست. در کنارش معصومهخانم نشسته که ساکن منطقه فقیر نشین خانیآباد نو است. معصومه سواد ندارد. اما هربار که از ملاقات پسرش در زندان برمیگردد شماره تلفن تعدادی از زندانیها را حفظ میکند تا به خانوادههایشان اطلاع دهد که عزیرانشان زنده و در زندان هستند. مادر دیگری در ملاقات حضوری با پسرش، بیانیه تسلیت زندانیها به میرحسین موسوی - به خاطر ترور خواهرزادهاش - را خارج کرده بود.
میرحسین موسوی در بیانیه سیزدهم خود نوشته بود:"باید امیدوار بود تا این مبارزه وجدان عمومی جامعه را درگیر کند، به نحوی که مقابله با آن برای هر حکومتی دشوار باشد". به نظر می رسد جنبش سبز حرکت تدریجی و آرام خودش را به سمت زندگی عادی مردم آغاز کرده است.
فرشته ۲۴ ساله که در منطقه فقیرنشین جنوب شهر تهران زندگی میکند، عضو هیچ حزب و سازمانی نیست. او با دوستانش گروه کوچکی تشکیل دادهاند تا به خانوادههای کم بضاعت که عضوی از آنها بهخاطر اعتراضهای هشتماهه اخیر زندانی شده کمک کنند. او میگوید: "فکر این کار وقتی به ذهنم رسیده است که پسر همسایهمان که نانآور خانوادهای بود که اصلا وضع مالی خوبی نداشت، دستگیر شد". گروه کوچک آنها تاکنون توانسته است خانواده ۱۵ زندانی را شناسایی کند؛ یا خود به آنها کمک میکنند و یا اسم و نشانیشان را به سازمانهای خیریه میدهند.
علیرضا که ۳۰ ساله و مهندس است، همراه با دوستانش، شبها روی دیوارها شعارنویسی میکند. او با خنده میگوید: "تقریبا هر نیمهشب سوار بر موتور، ماموریتشان را انجام میدهند". گروه دیگری از دوستانشان اسپری و رنگ تهیه میکنند و گاه آنها را به شام مهمان میکنند. همه جای تهران، در خیابانهای بزرگ و پر رفت و آمد تا کورهراههای کوهستانهای اطراف پر از شعارهای سبزرنگ شده است. روی تابلوهای راهنمایی در اتوبانها رنگ سبز پاشیده شده است. دولت فروش اسپری سبز را ممنوع کرده اما به راحتی میشود آنها را پیدا کرد.
مادر علیرضا که نمیتواند به تظاهرات برود در خانه روی اسکناسها شعار مینویسد. شعارنویسی روی اسکناسها دولت احمدینژاد را کلافه کرده است. بانک مرکزی اعلام کرده بود که از ۱۷ دیماه اسکناسهای شعارنویسی شده بیارزش شناخته خواهند شد. اما کمتر کسی را میتوان پیدا کرد که از قبول این اسکناسها سرباز زند. محمود بهمنی، رییس کل بانک مرکزی اوایل بهمنماه ناچار شد از نامحدود بودن مهلت تحویل این اسکناسها خبر بدهد.
تا پیش از انتخابات ریاست جمهوری، بسیاری از جامعهشناسان از بحران بیاعتمادی در ایران سخن میگفتند اما حالا انگار که جامعه دارد حس مشترکی را تجربه میکند. گاهی یک لبخند کافی است تا ارتباط برقرار شود. یک استاد جامعهشناسی که نخواست نامش فاش شود میگوید: "اعتماد میان مردم باعث شده است تا آنها فضای خصوصی خود را به روی مبارزه باز کنند". روزهای تظاهرات در خانه بسیاری از مردم به روی کسانی که تحت تعقیب پلیس یا نیروهای امنیتی هستند باز است.
آذر که یک مخالف سیاسی فعال است میگوید که او و دوستانش "در فاصله بین دو تظاهرات دچار غم تنهایی میشوند". آنها تصمیم گرفتند تا حداقل هفتهای دور هم جمع شوند. آذر میگوید:" در این دورهها اخبار، نگرانیها و نیز خاطرات خنده دارمان از تظاهرات را برای هم میگوئیم و مهمتر از همه به هم امید میدهیم."
هنوز هیچ آمار دقیقی در دست نیست که جنبش سبز چهقدر هوادار دارد اما جنیش اینقدر گسترده هست که به راحتی بتواند کارهایش را در فضای کاملا امنیتی که مرتب هشدار و تهدید دریافت میکند، انجام بدهد.
"جنبش سبز مانند کوه یخ است" این نکته را یک استاد علوم سیاسی در دانشگاه تهران که نخواست نامش ذکر شود عنوان میکند و میگوید: "تنها ده درصد جنبش در روزهای تظاهرات قابل مشاهده است در حالیکه بقیه هواداران آن در روزهای عادی بیسر و صدا دارند کار خود را میکنند.

دردسری برای نیروهای نظام / نگاه فیگارو به فیلم حمله به کوی دانشگاه

دلفین مینویی
تا کنون حمله به کوی دانشگاه صرفاً متوجه نیروهای سپاهی و شبه نظامیان بسیجی بود که با خشونت بسیار به سرکوب دانشجویان پس از انتخابات اقدام کردند. گفته می شد که نیروی انتظامی ترجیح می دهد خود را از این ماجرا کنار بکشد. ولی تصاویری که در یک فیلم کوتاه دیده شده، حکایت از داستان دیگری دارد. این تصاویر قبلاً در جایی دیده نشده بود و مربوط به سرکوب دانشجویان در تاریخ ۱۴ ژوئن، یعنی دو روز پس از انتخابات مناقشه آمیز می باشد که نیروهای حکومت به کوی دانشگاه و خوابگاه دانشجویان حمله ور شدند.
صدای شلیک گلوله را می توان در فیلم شنید و نیروهای ضدشورش نیروی انتظامی که به کلاه های مخصوص و باتوم مسلح اند نیز به خوبی قابل شناسایی اند. در کنار آنها لباس شخصی های بسیجی در کوی می گردند و دانشجوها را شکار می کنند. دانشجویان دیگر از بام خوابگاه ها خشم خود را با پرتاب کردن سنگ نشان می دهند و فریاد می کشند: "استعفا، استعفا".
پس از چند بار تلاش، حمله کنندگان موفق می شوند به داخل خوابگاه ها و کتابخانه راه پیدا کنند. در آنجا دوربین نشان می دهد که نیروهای حکومتی دانشجویان زخمی شده و نیمه هوش را یکی پس از دیگری به زمین می اندازند و به توهین و ناسزاگویی به آنان می پردازند.
اخبار مربوط به این حمله وحشیانه علیه دانشجویان، تابستان سال گذشته [تابستان ۸۸] از سوی مطبوعات محلی و بین المللی منتشر گردید. به گفته شاهدان، حداقل پنج دانشجوی جوان در این درگیری ها کشته شدند و البته نیروی انتظامی در این مورد هرگونه درگیری را تکذیب کرد. و این اولین بار است که تصاویر این رویداد تأسف بار به صورت یک سند در اختیار مردم قرار گرفته.
نکته ناراحت کننده این است که این فیلم به مانند فیلم هایی که از تظاهرات اعتراض آمیز توسط مردم برداشته شده نیست. به نظر می رسد فیلمبردار که چندین بار صدایش شنیده می شود، یکی از اعضای تیم حمله کننده است. او در یکی از قسمت ها می گوید که دستور حمله را رسول رجب زاده [فرمانده نیروی انتظامی وقت تهران] صادر کرده. و گاهی نیز به همکارانش می گوید "نزنید! نزنید!".
آیا هدف از نمایش این فیلم این است که سپاه و بسیج قصد دارند تقصیر را بر گردن نیروی انتظامی بیندازند؟ به گفته یکی از صاحب نظران ایرانی، نیروهای متعددی در این حمله مشارکت کرده اند: واحدهای ویژه نیروی انتظامی، نیروهای سپاه پاسداران، لباس شخصی ها و عوامل اطلاعاتی.
این صاحب نظر می گوید: "آنها تحت فرمان ثارالله [مرکز فرماندهی و هماهنگ سازی بسیج] که توسط حسین طائب فرماندهی می شود عمل می کنند و حسین طائب نیز به دستور مستقیم شخص رهبر عمل می کند." به گفته او، "این تصاویر احتمالاً به دلیل تسویه حساب به بیرون درز کرده و هر کس مایل است مسؤولیت را به گردن دیگری بیندازد و خود را بی گناه جلوه دهد."